نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
خلوتگاه مريم
خلوتگاه مريم
مدرسه وب ، ماکرومديا قالب هاي وبلاگ آماده دايرکتوري وبلاگ هاي ايرانيان پرشين بلاگ پرشين ياهو

 

         رفته بودم تا شکايت از تو گويم با خدايت

  رفتـه بـودم كـز پـريـشاني - ره صـحرا بـگيـرم - رفتـه بـودم - رفتـه بـودم

  رفتـه بـودم تـا عنـان - اين دل رسـوا بـگيـرم رفتـه بـودم - رفتـه بـودم

  دارم از تـو ـ محنـت بي نـهايـت ... رفتـه بـودم

  رفتـه بـودم تـا شكايـت از تـو گـويـم بـا خـدايـت .

  رفتـه ام تـا نـشنـود كـس - بـار ديـگر

  ايـن نـوايم - گريـه هايـم - نـاله هايـم

  رفتـه بـودم كـز پـريـشانـي ره صحـرا بـگيرم .... رفتـه بـودم - رفتـه بـودم

  رفتـه بـودم تـا عنـان - ايـن دل رسـوا بگيـرم رفتـه بـودم - رفتـه بـودم

  چون مـرا ديـوانـه كـردي

  مي كـش مي خانـه كـردي

  تـاكه ديـدي همچـو چشـمت ...... مـست مـستـم !

  جـام درد آلـود غـم دادي بـه دستـم

  سـاغـر مي بـود و در وي - آب آتـش خـيز هـجران

  تـا بـه افـسون - كـردي افـزون - آتـش دل - كاهـش جان ..

  گرچـه اي نـامـهربان رفتـه بـودم بي نـشان

  آمـدم مـن .... آمـدم مـن

  آمـدم تـا قـصه جـانسـوز دل بـا تـو بـگويـم ...

  آمـدم مـن ... آمـدم مـن !!

  آمـدم گـرد مـلال از چـهره غـمگيـن بـشـوم ..

  آمـدم مـن - آمـدم مـن !!

 



سلام به دوستداران خلوتگاه مريم

سلام به همه دوستان گلم . دلم واسه همتون يه ذره شده بود . شرمنده يادم رفت سال نو رو به همتون تبريک می گم . اميدوارم سال خوبی داشته باشيد . از دوستانی که منو از ياد نبردند و هميشه با کامنتاشون منو ياری دادن ممنونم .

                                                                قربون همه شما : مريم

                                                               



 

 

 شوق 

 ياد داری كه ز من خنده كنان پرسيدی


چه ره آورد سفر دارم از اين راه دراز؟


چهره ام را بنگر تا بتو پاسخ گويد


اشگ شوقی كه فرو خفته به چشمان نياز

 

 

چه ره آورد سفر دارم ای مايه عمر؟


سينه ای سوخته در حسرت يك عشق محال


نگهی گمشده در پرده رؤيائی دور


پيكری ملتهب از خواهش سوزان وصال

 

 

 چه ره آورد سفر دارم ... ای مايه عمر؟


ديدگانش همه از شوق درون پر آشوب


لب گرمی كه بر آن خفته به اميد و نياز


بوسه ای داغتر از بوسه خورشيد جنوب

 

 

ای بسا در پی آن هديه كه زيبنده تست


در دل كوچه و بازار شدم سرگردان


عاقبت رفتم و گفتم كه ترا هديه كنم


پيكری را كه در آن شعله كشد شوق نهان

 

 

چو در آئينه نگه كردم، ديدم افسوس


جلوه روی مرا هجر تو كاهش بخشيد


دست بر دامن خورشيد زدم تا بر من


عطش و روشنی و سوزش و تابش بخشيد

 

 

حاليا ... اين منم اين آتش جانسوز منم


ای اميد دل ديوانه اندوه نواز


بازوان را بگشا تا كه عيانت سازم


چه ره آورد سفر دارم از اين راه دراز

                                                                                                                                          



 

  همرنگ چشمهايت سکوت می کنم 

دوشنبه  از خودمان است

 بنشين و بلند بلند  سكوت  حرف هاي مرا گوش كن

  هر كس  به ديدنم  آمد مريم و ريواس  دستش  بود

 تو اما  با خودت  كمي  از حروف باران بياور

حرف هايم تشنه اند

 نمي دانم چرا سايه ات  را از روي رؤياهايم  پر مي دهند

 از روي ديوار همسايه

 از روي سيگار

 از روي  سكوت ؟

  راستي دارم  ياد مي گيرم  ساده  دروغ بگويم

  بگويم حالم  خوب است

 بگويم

  حالا  تو  قضاوت كن

 وقتي دروغ مي گويم  شبيه كلاغ نمي شوم

  شبيه قار قار

  شبيه  آنتن  خانه ي همسايه ؟

 صدايي  مي آيد

  صدايي  كه بي شباهت  به ستاره نيست

 صدايي  از پرنده  اي  كه تازه  بوسيدن  را ياد گرفته

 شايد  هم  باز دروغ بگويم

 پرنده اي  كه بوسيدن  بداند  آواز  را فراموش مي كند

  ببين  گلم

 ببين چه قدر كلمه كنار  هم مي چينم  تا  توئ زاده شوي

 تو  از جنس كلمه و آوازي

  تو از جنس  شهريور و سكوتي

بيا بنشين  كنار اين همه كلمه

 كنار دست هايم

 كنار دي

 شب بوي  مهتاب گرفته

 پنجره بوي باد

 من بوي خواب

 حالا دو شنبه  رو به قبله ي ترانه جان مي دهد

 و سه شنبه  با سلام زاده مي شود

  در آشيانه ي سه شنبه  دو تخم  كبوتر  چاهي ست

 جوجه ها  كه سر از تخم  در آوردند

  سه شنبه هاي  تقويم  پر از پر مي شود

 پر از پرواز

  حالا  بيا كنار سهمي  از دل تنگي  من بنشين

 مي خواهم هم رنگ چشم هايت  سكوت كنم

 مي خواهم تا آخر دنيا

 تا آخر آيينه  ببوسمت

 

از همه شما دوستان گلم که منو هميشه مورد لطف خودتون قرار ميدهيد ممنونم . دوستان ازتون ميخوام واسم دعا کنيد که هر چه زودتر مشکلم حل بشه . قربون همگی شما

                 دوستدارتون : مريم                          

 

 



  لحظه ها  و صحنه ها

  در گـوشـه ي  بـاغ  گنـجشـكي  خـرد

 مي آيــد   و  بـا  شـوق   و شـادي

  پـر مي زنـد  لاي  درختــان

  نـا گـه  بـه يـكدم  مـي گـريـزد

  بـا  جيـك جيـك   خـويـش مي گـويـد كه  اي  بـاغ 

آزاد بـــودم

آزاد مانــدم

آزاد  رفتــم

آيـد  بـه  گـوشم  نـيمـه شبـها

 آواي  يـك  زنـداني  از  دور

 بـا  نـاله  گـويد

آزاد  بـــودم 

در دام مانــدم

از ياد رفتــم

چشـمان   بـي  نـور  يتيـم  خـردسالي

در لحظـه هـاي مـرگ  گـويـد

 مـن ميـوه انـدوه  و  رنـجـم

يـك قطـره  اشـك روزگـارم

  ناشاد بــودم

ناشاد مانــدم

ناشاد  رفتــم

ايـن  لحـظه ها  ايـن  صحنـه هـا  ايـن  رنـج هـا  را

بسيــار ديـدم  روزگـاري

بــا  ديـدن  ايـن پـرده هـاي  زنـدگـي  رنــگ

افـسوس خــوردم

در خـلوت  خـود گـريـه كـردم

 بـي خــواب  مـانــدم

 هـر  نيـمه  شـب   تـا  كشـور  فريــاد  رفتــم

  يـك شـب   بـه  انـدوه

 پـرسيـدم از  خـويـش

 آخـــر   چـه  بــود  اين  لحظــه هاي  شــاد  و  غـمگيـن

 در گــوش   جـانــم   هـاتفـي  گفــت

  اي  مـرد  غـافـل

 عمــر  تـو  بـودم

 بـا سرعت  بــرق

بـر  بـاد  رفتــم

 



 ــــــــ ماه مبارک رمضان بر همگيه شما مبارک باد ــــــــ

سلام به همه دوستان گلم که منو شرمنده خودشون کردن . از اينکه دير آپديت کردم معذرت . به اون دوستانی هم که به وبلاگم سر زدن و من نتونستم پيششون برم قول ميدم به زودی به همتون سر بزنم .                                                                            قربون همه شما : مريم    

     هديه

من  از نهايت  شب حرف  ميزنم

من از  نهايت  تاريكي

و از  نهايت  شب   حرف  ميزنم

اگر  به  خانه من آمدي  براي  من  اي مهربان  چراغ  بيار

و يك دريچه  كه از آن 

به  ازدحام  كوچه ي  خوشبخت  بنگرم

HydroForum® GroupHydroForum® GroupHydroForum® GroupHydroForum® GroupHydroForum® GroupHydroForum® Group

پرنده مردني است

دلم  گرفته است

دلم گرفته است

به  ايوان   مي روم  و انگشتانم  را

بر  پوست   كشيده ي  شب  مي كشم

چراغ هاي  رابطه   تاريكند

چراغهاي رابطه  تاريكند

كسي مرا   به  آفتاب

معرفي  نخواهد كرد

كسي  مرا   به  ميهماني  گنجشك ها  نخواهد برد

پرواز  را به خاطر  بسپار

پرنده مردني ست

HydroForum® GroupHydroForum® GroupHydroForum® GroupHydroForum® GroupHydroForum® GroupHydroForum® Group

تنهایی

لب دریا توی ساحل ،

دوتا قلب نیمه کاره ...

 موجای سفید و وحشی ،

رو تن آبی دریا

می گن انگار که تو نیستی

منم اینجا تک و تنها

HydroForum® GroupHydroForum® GroupHydroForum® GroupHydroForum® GroupHydroForum® GroupHydroForum® Group

زندگی سراسر مرگ است

باغ که عزادار باشه. دیگه تکلیف گلدونای کنار پنجره معلومه

وقتی آسمون گریه می کنه دیگه چه برسه به زمین پیر

که زیر پای ماست !

وقتی پرنده ها باید تو قفس بخونن. از یه بچه طوطی جز تقلید چه انتظاری میشه داشت ؟

مگه میشه تو زندون آزاد بود ؟

هرچقدرم که بزرگ باشه !



سلام به دوستان گلم

مرسی از همتون که منو فراموش نکرديد

و به من سر زديد.

تـو اين روزا ما آدما گل نمي ديم به دست هم

از يـادمـون داره ميـره دلتنـگي هـاي دم به دم

ايـن روزا ديـگه هـمه جـا صحـبـت بـي وفـايــه

ورد زبـــون آدمــــا تــنـــهـايـــي و جـــدايـيــــه 

هركـي بـه فـكر خـودشـه هـمدلي مـعنا نداره

حتي ديگه بي بهونه عشق ميره تنهات ميذاره

 يـــكي بــيــاد داد بـــزنــه كــه دوره دوره وفـــــا

دشمني معنا نداره دنيا پر از صلح و صفاسـت

 من مي مونم تا كه نگن عشق ديگه بي دووم شده

 من مي مونم تا كه نگن دوره عشق تموم شده

 من مي مونم تا كه بگم دوست داشتنم حقيقته 

 بـراي اعـتبــار عـشق هـميـن خـودش غـنيمـتـه

 يكــي بـيـاد یـكــي بيـاد تـــا آخـــــر عاشـــق بـمونـــه

 دلـزده و خـستـه نشـه دل كـسي رو نشـكونه

 مـــن مــي مــونــم تــا بــدونــم عــاشــق و بــا وفــا كيه

 تـا كه ديــگه كــسي نگــه يـه دل بـا صـفا چيــه

 يــكـي بــيـاد يــكــي بــيـاد تـا آخـــر عــاشــق بــمـونـه

دلـزده و خستـه نشـه دل كسـي رو نـشـكونـه

من مـي مـونـــم تــا بـدونـــم عاشــق بــا وفــا كيــــه؟

 تـا كه ديـگه كسـي نـگـه يـه دل بـا صفـا چيـه؟

 



 

كاشك ، لرزش دل ودستم نبود، كاشك در آستانه اولين ديدار، زندگي را در تاب وتب تو زمين مي گذاشتم
كاشك ، و، اي كاشك ! فراموشت كرده بودم
كاشك ، هرگز نديده بودمت ، واي كاشك زيباترين كلمات را در وصف تو هرگز برايت نگفته بودم
كاشك، در اتاقي محبوس ، قلبم را پنهان مي كردم ، درهزار توي بسته،غم انگيزروزهاي هزار ساله زندگيم
كاشك، در تابش هميشگي آفتاب داغ سوخته بودم
كاشك، در زير بارش تند باران وهمناك مرده بودم
كاشك ،هرگز از تو صدايي بر نمي خاست ، تا چون گلي روييده ، رد تورا بگيرم
كاشك، دوستت دارم را ،چون پرنده اي پركشيده ، براي هميشه، زاري كنان در برهوت سرزميني غريب رها مي كردم
چه كنم ! به هر حال دوستت دارم


تنهائی

باز غروب پشت پنجره احساس من رنگ سياه تنهايی به همراه اورد .

صدای خش خش برگهای انتظار را برای اتاق پر از سکوت من  صدای مرگبار تنهايی را.......... مثل هميشه در گوشه ای از دنيای عاری از  احساس خود در هم همهای نا اميدی اشک را به صورت خالی از محبت خود جاری می کنم . اری مثل هميشه انقدر گريه می کنم تا خوابم ببرد و انگاه در رويای خود به شهر  در بين سفيديها رنگ تيره قلب خود را در سفيدی و پاکی به فراموشی می سپارم .

تا با دلی آکنده به اين ديار بيايم تا وجود خود را به گرمای انسانی گم نمايم .

اما افسوس که خش خش غروب و تيک تيک انتظار نمی گذارد  .تا رويای من طولی بکشد و من با قلبی تنها به اين ديار نامرديها باز گردم . ای غروب انقدر در پشت پنجره احساس من بمان تا چشمان من سوئشان را از دست بدهد . تا چشمه چشمان خسته ام خشک گردد و من در گوشه ای از بی مهری و بی معرفتی به تنهائی تنها بگذارند .

ای غروب تو ديگر رفيق نيمه راه نباش .

تو مرا تنها نگذار ....

  ای بی وفـا رسم وفــا از غــم نيامــــوزی چرا

                                                       غم با همه بيگانگی هر شب به من سر می زند

 



 حـس داشتنت يــه آن بــود

حس داشتنت يه آن بود عمر يك لحظه كوتاه

عمر كوتاه يه لبخند فرصت يك نفس و آه

اگه صد سال تو رو داشتم برام انگار يه نفس بود

با تو آسمونو داشتم اگه خونم يه قفس بود

لحظه هاي موندن تو اگه زود بود يا اگه دير

معنيه يه لحظه ميداد لحظه عبور يك تير

بودنت شروع يك زخم از عبور لحظه ها بود

زخم دوست داشتنيه من واسه مرگ بي صدا بود

حس از دست دادن تو حس از دست رفتنم بود

لحظه سوزش اين زخم سرديه مرگ تو تنم بود

وقت خوب داشتن تو هر چي بود زياد يا كم بود

عمر من بود كه تموم شد يه نفس بود و يه دم بود

عمر من از تو تموم شد يه نفس بود و يه دم بود

                                                             



سلام تو سلامي آشنا بود

كلام تو دلم را جان فزا بود

دو چشم تو به چشم من

همانند غزالي بود

كه در سنگفرش جنگل

در ميان تك تك برگ درختان

مي خراميد .

 

دو دست تو به دست من

مثال آتش گرمي

در زمستان در ميان سردي بي جان

نرم نرمك مي تراويد .

لبان تو به گوش من

همانند نسيم صبحگاهي پيچ پيچان و رقصان

نواي زندگي ميخواند .

 

به ناگاه اي تماما" مهرباني

تو را ديگر

تو را ديگر اي همه خوبي

در بين روياها نديدم من

دو چشمان سياهم

با همه تاريكي شبها

باز هر چيزي ديد

جز خيال تا هميشه جاودانت را .

دو دست ناتوانم

با همه بي حسي از سرما

باز هر شي را دريافت

جز وجود مهربانت را .

 

اي سراسر پاكي و شادي

كجا رفتي ؟

تو از ابر آمدي سويم

نشاني داشتي از شعله بي تاب خورشيد

تو با خود

نوري از مهر از همه زيبائي بالا

تو با خود

دشتي از گلهاي خوشبوي بهشتي آورده بودي

تو با خود از نهايت عشق آوردي .

 

ولي اي نازنين

بي تو اين شور شبانه با كه گويم

بي تو اين ورد و فسانه از كه جويم

بي تو اين درد غريبي

اين بي كسي بي همزباني

اينها همه تا بي كرانها را

با همه خاموشي لبهاي ماتم

از براي كدامين عشق نو حجي كنم .

 

اي همه دردت عظيم

اي همه عشقت وسيع

اي همه روحت بزرگ

اي همزبان با ناله شبهاي تار

اي دلت درياچه پاك و زلال

اي به پاي تو همه اشكهاي من

اي به ياد تو همه اشعار من

بعد تو از اين تن ويران من

عشق مي گريزد .

 

اما ندانم تا به كي ؟

 



                      

                   جان مريم چشماتو وا کن 

آي گل سرخ و سپيدم كي مي آيي ؟؟

بنفشه برگ بيدم كي مي آيي ؟؟

تو گفتي گل درآيد من مي آيم

گل عالم تموم شد كي مي آيي؟؟

جان مريم چشماتو واكن .. منو نگا كن

شد هوا سپيد دراومد خورشيد

وقت اون رسيد كه بريم به صحرا 

                    آي نازنين مريم ......... آي نازنين مريم              

جان مريم سري بالا كن منو صدا كن

بشيم روونه شونه به شونه

بريم از خونه به ياد اون روزا 

 آي نازنين مريم ......... آي نازنين مريم

بازدوباره صبح شد 

من هنوز بيدارم

كاش ميخوابيدم ..... تورو خواب مي ديدم

خوشه ء غم - توي دلم

زده جوونه - دونه به دونه

دل نمي دونه .... چه كنه با اين غم 

 آي نازنين مريم........ آي نازنين مريم

بيا رسيد وقت درو

مال مني از پيشم مرو

بيا سر كارمون بريم

درو كنيم گندما رو

آی نازنين مريم ........آي نازنين مريم

                                                        ( محمد نوری )

 



 می شـد از بـودن تـو عالـمي تـرانه ساخـت

 مـيشد از بـودن تـو عالمي تـرانـه سـاخت 

 كـهنه ها رو تازه كرد از تو يك بهانه ساخت

 بـا تـو مـيشـد كه صـدا همـه جا رو پر كنـه

 تــا قيـامت اسـم مـا قـصه ها رو پــر كـنـه

 امـا خيلي ديـر دونستـم تو فقط عروسكي

 كـور و كـر بـازيـچه بـاد مثـل يك بـادبـادكـي

 دل سپردن به عروسك منو گم كرد تو خودم

 تو رو خيلي دير شناختم وقتي كه تموم شدم

 نه يه دست رفيق دستام نه شريك غم بودي

 واسه حس كردن دردام خيلي خيلي كم بودي

 تـوي شـهر بـي كـسيها تـو رو از دور ميـديـدم

 تـا رسيـدم بـه تـو افـسوس بـه تبـاهي رسيدم

 شـهر بـي عـابر و خـالي شـهر تنـهايي من بود

 لحـظه شنـاختـن تـو لحـظه تـموم شـدن بـود

 مگه ميشه از عروسك شعر عاشقونه ساخت

 عاشق چيزي كه نيست شد روي دريا خونه ساخت

                                                                   ( ستار )

 



 

   مادرم روزت مبارک

   سلام به همهء دوستان گلم . از اينکه  نسبت به من لطف داريد ممنونم

   منم اين روز عزيز رو به تمام مادرای خوب تبريک ميگم . اميدوارم سالهای

   سال سايه اونا روی سر ما باشه. و از ما راضی باشن .    ( الهی امين )

    ايکاش ميدانستی و باور می کردی ... باور می کردی که دنيای من بی

   تو بی معناست ....

   مــادر من    نــور چشمم    هـستی من   سـاغر خوشبختی مـن

  مـستی مـن  مـادر من   اميـدم بی تو سرابـه   يـه حباب روی آب

                                زنــدگـيم بـی تـو خـرابـه   

                   



 
خـدايــــا بـا مـن حـرف بـزن!!
   كـودك نـجـوا كـرد: خـدایـا بـا مـن حـرف بـزن...
   مـرغ دريـايـی آواز خـوانـد، كـودك نـشنـيـد.
   سـپس كـودك فريـاد زد: خدايـا با مـن حـرف بـزن...
   رعـد در آسمان پيچـيد، امـا كـودك گوش نـداد.
   كـودك نـگاهی بـه اطرافـش انـداخت و گـفت: خدايـا بگـذار ببينمت...
   ستـاره ای درخشيـد ولی كـودك تـوجه نـكرد.
   كـودك فـرياد زد: خـدايا بـه من معجـزه ای نـشان بـده...
   و يـك زنـدگی متـولد شـد، امـا كـودك نفهميـد.
   كـودك بـا نـااميـدی گـريست...
   خـدايا بـا مـن در ارتبـاط بـاش. بـگذار بـدانـم اينجـايی...
   بنـابر ايـن خـدا پـايين آمـد و كـودك را لـمس كـرد...
   ولـی كـودك، پـروانـه را كنـار زد و رفـت.
  


 

      سلام دوستان. امروز ميخوام نامه چارلی چاپلين رو که

     خطاب به دخترش جرالدين است براتون بنويسم .

      چارلی چاپلين هنرمند بزرگ سينما ، سينما گری که در آثارش

      به انسان ارج نهاده و فساد و تباهی را به طنز انتقاد گرفته.

      با هم نامه اش را به دخترش می خوانيم :

   جرالدين دخترم .....

   از تو دورم ولی يک لحظه تصوير تو از ديدگانم دور نمی شود

   امـا تـو کـجايي؟؟

   پاريس روی صحنه تئـاتر ، شانزه ليزه در نقش ستـاره باش و

   بـدرخش اما فرياد تحسين اميز تماشاگران و عطر مستی آور

   گلهايی که برايت فرستادند تو را فرصت هشياری داده بنشين

   و اين نـامه را بخوان.......

   هنر قبل از اينکه دو بال پرواز به انسان بدهد اغلب دو پای او را

   می شـکنـد .

   جرالدين دخترم .....

   پدرت با تو حرف می زند . شايـد شبـی درخشش گـرانـبهاتـرين  

   الـماس اين جـهان تو را فريب دهد آن شـب است که اين الماس

    آن ريـسـمان نا استـوار زير پـای تو خواهد بـود و سقوط تو حتمی

   خـواهـد بـود . 

   روزی که چهره يک اشراف زاده بی بندوبار تو را بفريبد ، آن زمان

   بی بندبازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی هميشه سقوط

   می کنند . از اين رو دل ته زر و زيور نبند ، بزرگ ترين المـاس ايـن

   جـهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه ما می درخشـد

   اما اگـر روزی دل به فرد آفـتاب گونـه بستی با او يـک دل باش و

   براستی او را دوست بدار ...

    جرالدين دخترم ...... 

    هيــچکس و هيـچ چيـز ديـگـر را در اين جهان نمی توان يافـت کـه

   شــايسـته آن باشـد که دختـری ناخن خود را بـرای آن عريان کنــد

   برهنـگی بيـماری عصر ماست بگـمان من تن تو بايـد مـال کسـی

   باشـه کـه روحـش را برای تـو عـريان کـرده اسـت .

   جرالدين دخترم ......

   بـا ايـن پيام نـامـه ام را بـه پـايـان می رسـانم :

   انسان باش زيرا که گرسنـه بودن و در فقر مردن هزار بار قابل
   تحـمل تر از پست و بـی عاطـفه بـودن اسـت .


 

عـلامـت سـوال

يـه پنجـره با يه قـفس ، يـه حنجره بي هـم نفـس
سـهم مـن از بـودن تـو ، يـه خاطرس همين و بس

تـو ايـن مثـلـث  غـريـب  ، سـتـاره هـا  رو خـط زدم
دارم بـه آخـر مـي رسـم ، از  اونـور  شـب  اومـدم

يـه شـب كـه مثـل  مـرثيـه ، خيـمه  زده  رو  بـاورم
ميخوام تـو ايـن سكوت تـلخ ، صداتـو از يـاد  بـبـرم

بــزار  كــولـه  بـارم  رو شــونــه  شــب   بــزارم
بـايـد كـه از  ايـنـجا  بــرم ، فـرصـت مـونـدن  نـدارم

داغ  تـرانـه  تـو  دلـم  ، شـوق  رسيـدن  تـو  تــنـم
تـو  حـجـم سـرد ايـن  قـفـس ، منـتـظر  پـر  زدنم

مـن  از  تــبـار  غـربـــتـم  ، از  آرزو هــاي  محـــال
قـصـه  مـا  تـمـوم  شـده  ،  بـا  يـه  عـلامـت  سوال

بـــزار  كـولـه  بــارم  رو  شـونـه  شـب   بــزارم
بـايـد  كـه  از ايـنـجا  بـرم ،فـرصـت  مـونـدن  نـدارم



 جــدايی

   ای غـم تـو همـزبان بهتـرين دقـايق حيـات مـن

    لحـظه هـای هستـی مـن از تـو پـر شده است

    آه

        در تـمام روز

                       در تـمام شـب

                                    در تـمام هفـتـه

                                                 در تـمام مــاه

    در فـضـای خـانـه ، کـوچـه ، راه

    در هـوا ،زميـن،درخت،سبـزه،آب

    در خـطـوط مـبـهـم کـتـاب

               در ديـار نـيـلـگـون خـواب

     ای جــدايی

     تـو بـهتـرين بـهانـه گـريـسـتن

     بـی تـو مـن

     بـه اوج حـسـرتـی نـگفـتـنی رسيـده ام

     ای نــوازش   

      تـو بـهتـريـن امــيد زیـسـتـن

     در کــنار تـو 

     مـن ازاوج لـذتـی نگفتـنی گـذشتـه ام   

                                                         ( فــريـدون مـشـيـری)



    سـلام بـه هـمه دوستـان خـوبـم

    دوسـتان از امـروز منـم بـه جـمع وبـلاگ نـويسـان اومـدم .

    امـيـدوارم بـتـونـم شـما عـزيـزان رو راضـی نـگـه دارم.

    در ايـنـجا لازم ميـدونـم از دوسـت خـوبـم که منـو در درسـت کـردن 

     ايـن وبـلاگ يـاری کـرد تـشکر کـنم. ( دوسـت خـوبم متـشکرم)

 

    ايـن متـن رو هـم دوسـت خـوبـم گـفـته:

    آخـريـن بـار کـه او را ديـدم گـردنـبـند صـليـبی بـه او هـديه کـردم.

    گفـت: مـن کـه دوسـتـت نـدارم پـس چرا بـه من هديـه می دهي؟

    گفـتم: بـر سـر هـر گـوری صـليـبی مـی نـهنـد اين صـليـب را بـر

    گـردنـت بـالای قـلبـت بـياويـز زيـرا آنـجـا گـورستـان عشـق مـن است. 

    موفـق بـاشـيد.      دوسـتـدار شـما: مـريم

 

 



 
:بازديد

لينك وبلاگ
پرشين ياهو

لينكستان

دوستان مریم

خلوتگاه يك عاشق

خلوتگاه دو عاشق

خلوتگاه مهرزاد

بربال فرشتگان

سپیدار عاشق

ساحل خاکستری

سالهای سبز عاشقی

تنها برای چشمهایت

خدابیامرز

روزهایی که بی تو گذشت

شبهای رفتن تو

بنازم به ناز کسی که ننازد به ناز خویش

جیوه ای

حرفهایی برای گفتن

چهار راه جوانی

عشق پایدار

ساحل آرامش

نانسي جون

ساراي خوبم

روزگار عاشقي

عاشق شيدا در جزيره عشق

عشق در اسارت

عرشیا جون

حریم یاس

دیوانه ای در قفس

  RSS 2.0